دانلود رمان وحشی از علی زیبایی بدون سانسور

دانلود رمان وحشی از علی زیبایی بدون سانسور

دانلود رمان وحشی بدون سانسور

دانلود رمان عاشقانه مافیایی نتقامی وحشی اثری بینظیر از علی زیبایی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت اعجازبوک دانلود کنید

اسم رمان : وحشی

تعداد صفحه : 807

نویسنده : علی زیبایی

ژانر : عاشقانه مافیایی نتقامی

دانلود رمان وحشی اثر علی زیبایی pdf به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

وحشی خلاصه رمان

آرام،‌زیباترین دختری بود که توی عمرم دیده بودم،خیلی زیبا، اما شاید باورت نشه هیچ پسری جرات نمی‌کرد دنبالش راه بیفته، آخه کدوم‌ پسر حریف دختری میشه که حداقل توی پنج تا هنر رزمی استاد شده، پدرش کارخونه داشت و …

گوشه ای از رمان وحشی

در حیاط که باز شد آرام شروع به گریه کرد. مقنعه اش را از سر برداشت کوله پشتی اش را توی راه پله انداخت. در را باز کرد. مادرش توی آشپزخانه ایستاده بود. -به به… آروم خا… آرام بدون توجه به او وارد اتاق خود شد. در را بست. خودش را رو تخت پرتاب کرد. بی‌محابا گریه می‌کرد.

صورتش خیس شده بود ته دلش بغضی سنگین در حال رشد بود حس می‌کرد پاهایش، سنگین و کثیف شده اند. حس کرد لباس‌هایش آلوده شده‌اند خسته بود آن مرد به او دست زده بود به بدنش دست زده بود لمسش کرده بود. دست و پای آرام می‌لرزید دلش می‌ خواست بخوابد… بخوابدو بیدار نشود … صورت خندان مرد با آن چشم های سبز هیز و آن دندان‌ های زرد و نامرتب و آن چین‌های کوچک دور چشمش ثانیه‌ای آرام را رها نمی‌کرد. -آرام.. مادر! مادر، دوباره در زد مثل همیشه آهسته. خیلی نرم و کم صدا. :((دخترم! چی شده؟)) آرام، صورت خیس خود را توی بالش فرو برد. ته دلش آشوب بود، انگار آشغال خورده بود. آن مرد به او دست زده بود.

دانلود رمان وحشی pdf از علی زیبایی

لمسش کرده بود و او… او فقط نگاه کرده بود… اجازه داده بود که… نه نه نه اجازه نداده بود مرد با او… او فقط ترسیده بود، ترسیده بود و مرد با آن لبخند هیزش او را لمس کرده بود… حالش از خودش به هم می‌خورد.. حالش از آن مرد به هم می‌خورد… فریاد زد…

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 19 هزار تومان

    نظرات بسته شده اند