اعجاز بوک
دانلود رمان : کتاب : پی دی اف : بدون سانسور : رمان جدید
دانلود رمان جواهر جادویی رایگان

دانلود رمان جواهر جادویی رایگان رایگان pdf بدون سانسور

بابا نفس عمیقی کشید و مشغول خوردن بقیه غذاش شد
شهریار پسر عموم بود و 21سالش بود و توی یه
شرکت کار میکرد
پسر بدی نبود اما من هنوز آمادگی ازدواج و اینجور
چیزارو نداشتم
من فقط 18سالمه و به نظر خودم فعلا وقت دارم به
ازدواج فکر کنم!
وال به خدا
تازه میخوام از مجردیم لذت ببرم بیام خودم و با
ازدواج بدبخت کنم؟
اشتهام کور شده بود ولی به زور تا آخرشو خوردم
من : مرسی مامان خیلی خوشمزه بود
مامان : نوش جونتظرفم و توی آشپزخونه بردم و شستم و بعد به سمت
اتاقم رفتم
میزم درست پایین پنجره بود
با کمک صندلی روی میزم نشستم و پنجره رو باز
کردم
وقتی روی میز مینشستم راحت میتونستم پشت پنجره
رو ببینم
باد خنکی که به صورتم خورد لبخند کوچیکی روی
لبام اومد
کتاب مورد علاقه ام برداشتم و به اسمش خیره شدم
که با خط زیبایی نوشته بود الماس جادویی این کتاب
مورد علاقه من بود

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دختری بی‌پناه نیمه‌شب وارد جنگلی عظیم می‌شود و گرفتار خون‌آشامی اصیل و جذاب، پادشاه همان جنگل، شده و در نهایت با حوادثی به ملکه آنجا بدل می‌گردد و هر روز...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جواهر جادویی
  • ژانر
    ,عاشقانه,بزرگسال,تخیلی
  • نویسنده
    ناشناس
  • ویراستار
    اعجاز بوک
  • طراح کاور
    اعجاز بوک
  • صفحات
    925
  • منبع تایپ
    اعجاز بوک
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • الهه
  • برچسب ها:
درباره سایت
اعجاز بوک
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اعجاز بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.